تبليغاتX
. JavaScript Codes

JavaScript Codes
 

با پوزش از دوستان عزیز به علت سفر به بندر عباس و شر کت

 در کنگره ی شعر و قصه ی جوان کشور چند روزی نبــــــودم .

در یک دو روز آتی به کامنت دوستان پاسخ خواهم داد . با مهر .

+ قلم کار  86/09/24ساعت 18  توسط بهزاد  | 

 

 صدای شعر پیشروی پارسی در آلمان

 

 پگاه احمدی

علی باباچاهی

ابوالفضل پاشا

 رزا جمالی

بهزاد خواجات

 اسماعیل خویی

علی عبدالرضایی

 مهرداد فلاح

  شهریار کاتبان

 

گزینش

پرهام شهرجردی

 

خلق اشعار در زبان آلمانی

سام واثقی

 

تهیه کننده، صدا و موسیقی

Michaela Getto & Radio TIDE Hamburg

 

http://www.poetrymag.ws
 
+ قلم کار  86/09/18ساعت 17  توسط بهزاد  | 

 

بهزاد خواجات من هستم

 

آن خانه را در کوچه ی سهیل هرگز ندیده ام

 

و سبیل زمینی به من نمی آید

 

تلفن را بردارم خرسی دیده اید

 

که شیشه ای عسل در دست دارد

 

و نمی داند چه گونه بازش کند .

 

شب ، سلطنت من است

 

و شال گردنم بیفتد

 

چه مردانی ، چه مردانی

 

به تجزیه ی گلویم غبطه می خورند

 

و حالا اعتراف می کنم

 

که من بودم کسی که نقطه ی جیم را گم کرد

 

و به آن دوربین فکسنی گفت :

 

تو عکست را بگیر

 

قاتل و مقتول

 

خامه ی سیاه این کیک را باور کنند یا نه

 

این حرف در سیطره ی جبریل است .

 

هی مرد !

 

آیا بینی تو افتاده در میان تغزل

 

یا این که غزل آمده از تو کتاب قرض بگیرد ؟

 

در هر حال

 

شاید این که نامه ها بروند

 

و آن همه حجله بمیرند

 

رک و راست من باشد

 

که در جنگ ها ، تمام جنگ ها

 

امیدهایش را آویزان کرد

 

بر یک  وان سفید مجلل

 

و آخرین بار من بودم کسی که گفت :

 

" اصطبل ناموسی تان را

 

از دهان تو بیرون می کشم

 

ای دو خط مرد آمده بر در منزل

 

تا نامه ام را بدهی ! "

 

و سرانجام می گذرم

 

مثل نوری که یک روز صبح

 

بر همان قند شکنی که می دانم افتاد

 

و به درک  که کسی ندیده باشد .

 

درست حدس زدید

 

خودم هستم .

+ قلم کار  86/09/07ساعت 7  توسط بهزاد  | 

 
Type Writer Status Bar