با پوزش از دوستان عزیز به علت سفر به بندر عباس و شر کت
در کنگره ی شعر و قصه ی جوان کشور چند روزی نبــــــودم .
در یک دو روز آتی به کامنت دوستان پاسخ خواهم داد . با مهر .
صدای شعر پیشروی پارسی در آلمان
پگاه احمدی
علی باباچاهی
ابوالفضل پاشا
رزا جمالی
بهزاد خواجات
اسماعیل خویی
علی عبدالرضایی
مهرداد فلاح
شهریار کاتبان
گزینش
پرهام شهرجردی
خلق اشعار در زبان آلمانی
سام واثقی
تهیه کننده، صدا و موسیقی
Michaela Getto & Radio TIDE Hamburg
بهزاد خواجات من هستم
آن خانه را در کوچه ی سهیل هرگز ندیده ام
و سبیل زمینی به من نمی آید
تلفن را بردارم خرسی دیده اید
که شیشه ای عسل در دست دارد
و نمی داند چه گونه بازش کند .
شب ، سلطنت من است
و شال گردنم بیفتد
چه مردانی ، چه مردانی
به تجزیه ی گلویم غبطه می خورند
و حالا اعتراف می کنم
که من بودم کسی که نقطه ی جیم را گم کرد
و به آن دوربین فکسنی گفت :
تو عکست را بگیر
قاتل و مقتول
خامه ی سیاه این کیک را باور کنند یا نه
این حرف در سیطره ی جبریل است .
هی مرد !
آیا بینی تو افتاده در میان تغزل
یا این که غزل آمده از تو کتاب قرض بگیرد ؟
در هر حال
شاید این که نامه ها بروند
و آن همه حجله بمیرند
رک و راست من باشد
که در جنگ ها ، تمام جنگ ها
امیدهایش را آویزان کرد
بر یک وان سفید مجلل
و آخرین بار من بودم کسی که گفت :
" اصطبل ناموسی تان را
از دهان تو بیرون می کشم
ای دو خط مرد آمده بر در منزل
تا نامه ام را بدهی ! "
و سرانجام می گذرم
مثل نوری که یک روز صبح
بر همان قند شکنی که می دانم افتاد
و به درک که کسی ندیده باشد .
درست حدس زدید
خودم هستم .